پژوهشنامه مدیریت حوزه آبخیز، جلد ۱۳، شماره ۲۵، صفحات ۰-۰

عنوان فارسی اولویت‌بندی عوامل علت-معلولی موثر بر رخداد سیل و تحلیل پاسخ های مدیریتی در حوزه آبخیز خرم‌آباد
چکیده فارسی مقاله
مقدمه و هدف: از آنجایی که سیلاب یکی از بلایای عظیم طبیعی شناخته‌شده برای بشر می‌باشد و تلفات سیلاب سالانه دارایی‌های اساسی خانوارها، اجتماعات محلی و ساکنین روستاها و شهرها را با نابود‌کردن محصولات کشاورزی، مساکن، زیرساخت‌ها، ساختمان و ماشین آلات کاهش می‌دهد، مدیریت سیلاب امری حیاتی می‌نماید. بر همین اساس یکی از راه‌کارهای اساسی برای کنترل و کاهش سیل در این استان، شناسایی مسائل و مشکلات آبخیزهای سیل‌خیز بالادست و ارائه پاسخ مدیریتی مناسب برای حل آن‌ها می‌باشد. بنابراین پژوهش حاضر دارای اهداف: (الف) شناسایی و تحلیل علت و معلولی عوامل موثر در  افزایش پتانسیل سیل‌خیزی و اثرات مربوطه در حوزه آبخیز خرم آباد، (ب) ارائه پاسخ‌های مدیریتی مناسب و همچنین (ج) بررسی روند تغییرات هر یک از مولفه‌های 1DPSIR در دوره‌های آماری در این حوضه است
مواد و روش‌ها: حوزه آبخیز خرم آباد یکی از بزرگترین زیرحوضه‌های رودخانه کشکان می‌باشد. شهرستان خرم‌آباد و چندین روستا در این حوضه قرار دارند. حوضه مورد مطالعه حدود ۱۶۰۹ کیلومترمربع است. در این پژوهش مسائل و مشکلات حوضه مبتنی بر مطالعات گذشته، پرسش از کارشناسان و نیز مراجعه به منطقه تعیین و بر همین اساس راهبردهای احتمالی نیز مشخص شد. مدل مفهومی شامل مولفه‌های نیرومحرکه، فشار، وضعیت، اثر و پاسخ ترسیم شد. بر اساس نظرات کارشناسی نمودار مفهومی علت‌-معلولی سیل در منطقه طراحی شده و برای هر کدام از مولفههای مدل شاخصهای مناسبی تعریف و کمیسازی شدند. به‌منظور اولویت­بندی مشکلات و هم‌چنین تعیین مهم‌ترین راهبردهای مدیریتی جهت مدیریت سیل در آبخیز خرم‌آباد ، از دیدگاه خبرگان استفاده شد. بدین‌منظور از پرسش‌نامه با طیف لیکرت به‌عنوان ابزار اندازه‌گیری و از آزمون فریدمن برای رتبه‌بندی استفاده شد. هم‌چنین روند تغییرات هر یک از مولفه‌های DPSIR جهت ارزیابی مساله در دورههای زمانی بررسی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که سطح جنگل‌ها و مراتع در منطقه مطالعاتی از سال 2003 تا 2019 نزدیک به 5 درصد کاهش داشته است. در عین حال سطح اراضی کشاورزی رشد عمده‌ای در حدود 4 درصد داشته است که می‌توان مشاهده نمود، عمده سطح اراضی جنگلی و مرتعی به زمین‌های کشاورزی تبدیل شده است و از پوشش طبیعی منطقه به شکل محسوسی کاسته شده است. یک درصد باقی مانده نیز صرف گسترش شهرها و روستاها شده، به شکلی که سطح این اراضی از 3/3 در سال 2003 به 2/4 در سال 2019 افزایش داشته است.  بر اساس نتایج به‌دستآمده نیروی محرک تغییراقلیمی (با میانگین رتبه 2/93)، فشار جمعیتی (با میانگین رتبه 2/78)، و دامداری‌های سنتی (با میانگین رتبه 2/45) که خود منجر به کاهش پوششگیاهی و تغییرکاربری منطقه شده، مهمترین اثر را بر وقوع سیل دارند. ترکیب این عوامل سبب شده تا تولید رواناب و درنتیجه دبی سیل در منطقه به شدت افزایش یابد و خسارات جانی و مالی هرساله بیش‌تر شود. برای مقابله با این پدیده سیاست‌هایی توسط کارشناسان پیشنهاد شد که در حال اجرا بوده و یا میتوان آنها را اجرا کرد. نتایج کلی این تحقیق نشان می‌دهند که روند سیلخیزی در حوضه روبهافزایش بوده، فشار ناشی از نیروهای محرکه بهخصوص تعداد دام مازاد حوضه (با میانگین تبه 3/15) در حال تشدید است، توان مدیران در کاهش قدرت نیروهای محرکه بسیار محدود و سیاستهای معرفیشده پاسخگوی نیاز نمیباشند. اقدامات حفاظتی مدیریتی منابع‌طبیعی (با میانگین رتبه 4/95) و حمایت‌های مالی دولت برای جبران خسارات سیل (با میانگین رتبه4/73) رتبه‌های اول و دوم پاسخ‌های مدیریتی را به خود اختصاص داده‌اند.
نتیجه­ گیری: شاخص‌های در نظر گرفته شده برای مولفه فشار شامل توسعه جاده‌ها، خشکسالی ناشی از تغییر اقلیم، وجود دام مازاد و مدیریت نامناسب اراضی می‌باشند. سطح جاده‌های منطقه در گذر زمان افزایش نشان می‌دهد. توسعه راه‌ها یکی از سیاست‌های کلی هر کشور است تا بتوان به مناطق دورافتاده و بدون امکانات دسترسی داشته و منجر‌به توسعه آن مناطق گردد.  کارشناسان مشاور در این تحقیق سیاست‌های مختلفی که به اجرا در آمده و یا قابلیت اجرایی داشته‌اند، را معرفی نمودند. سیاست‌های پاسخگویی معرفی‌شده شامل مهار رشد جمعیت، توسعه دامداری اصولی، برنامه‌های مدیریتی مقابله‌ای شامل روش‌های فیزیکی و بیولوژیکی و در نهایت حمایت‌های مالی از آسیب دیدگان بوده است. بر اساس مقایسات زوجی انجام شده کاهش جمعیت و بهبود دامداری دو اولویت مدیریت در منطقه معرفی شده‌اند. اما همانطور که دیده شد، حتی این سیاست‌ها نیز تأثیری بر اوج‌گیری دبی سیل نداشته‌اند و همانطور که وزن عامل نیروی محرک نشان داد، شدت اثر این عوامل به‌حدی است که این سیاست‌ها نه تنها جوابگو نبوده، بلکه توان پاسخگویی را نیز در خود ندارند.
[1]- Driver-Pressure-State-Impact-Response
کلیدواژه‌های فارسی مقاله آزمون فریدمن، رتبه‌بندی عوامل علت-معلولی، روش DPSIR ، سیاست‌های پیشنهادی، مدل مفهومی

عنوان انگلیسی Prioritizing of Causal–Effect Factors Affecting Flood Occurrence in Khorramabad Watershed
چکیده انگلیسی مقاله Extended Abstract
Introduction and Objective: Since flood dwindles the assets of local communities in villages and cities by destroying agricultural products, infrastructure, buildings, and machinery, flood management is an absolute necessity for rural development. Accordingly, one of the basic strategies to control and mitigate floods in this province is to identify issues in the upstream areas and provide appropriate management responses to tackle them. Our objective can therefore be stated as follows: (A) Identifying, prioritizing and determining the trend of changes in the factors affecting flood potential in Khorramabad watershed during statistical periods, and (B) proposing and evaluating appropriate management solutions to mitigate driving forces and pressures, improve the state and reduce the relevant impacts.
Material and Methods: The Khorramabad watershed constitutes a major part of the Kashkan basin, surrounding Khorramabad County. The study area covers 1609 km2. In this research, the issues of the watershed were identified based on the literature review, questions from experts and also field visits to further formulate possible coping strategies. The conceptual model included the components of driving force, pressure, state, impact and response. Based on expert opinions, a conceptual causal-effect diagram of flood in the region was designed. Appropriate indicators were defined and quantified for each component of the model. Prioritization problems as well as to determine the most important management strategies for watershed flood management in Khorramabad, the expert opinion was used. For this purpose, a Likert scale questionnaire was used as a measurement tool. And the Friedman test was used for ranking. Also, the trend of changes in each of the DPSIR components was evaluated to evaluate the problem in time periods.
Results: Results showed that forests and pastures area has decreased by nearly 5% from 2003 to 2019. At the same time, cultivations have grown significantly by about 4%, where most of the forest and rangeland areas have been converted into agricultural lands and the natural vegetation cover of the region has been significantly reduced. The remaining one percent is devoted to the expansion of cities and villages from 3.3 in 2003 to 4.2 in 2019.According to the obtained results, the driving force of climate change (average ranked 2.93), population pressure (average ranked 2.78), and traditional livestock (average ranked 2.45) have the most important effect on the occurrence of floods, which in turn leads to reduced vegetation and land use change. The combination of these factors has caused the production of runoff and flood discharge in the region to increase sharply and the human and financial damages to increase every year. To combat this phenomenon, policies have been proposed by experts that are being implemented or can be implemented. The general results of this study show that the trend of flooding in this watershed is increasing, the pressure caused by driving forces, especially the number of surplus livestock in the watershed (with an average rank of 3.15) is intensifying. Managers' ability to reduce the power of the driving forces was very limited and the policies introduced were not able to response the need. Natural resource management protection measures (average ranked 4.95) and government financial support for flood compensation (average ranked 4.73) are the first and second ranks of managerial responses, respectively.
Conclusion: Indicators for the pressure component include road development, drought, excessive livestock grazing, and poor land management. Accordingly, the road network has expanded in the region over time. Road development is one of the general policies of any country to be able to access remote areas and to simplify their development. In this research, consulting experts introduced various policies that have been implemented or could be implemented to improve the watershed’s condition. Response policies introduced included depopulation, promoting modern livestock production methods, coping management programs including structural and biological methods, and finally providing flood mitigation assistance grants. Based on the pairwise comparisons, depopulation and modern livestock production methods are the two top management priorities in the region. But as was mentioned earlier, the pursued policies have failed to control the maximum flood discharge. As the weight of the driving force component suggests, the introduced responsive policies are either insufficient or ineffective in lowering flood risk in the watershed.
کلیدواژه‌های انگلیسی مقاله Conceptual model, DPSIR method, Friedman test, Ranking of cause–effect factors, Suggested policies

نویسندگان مقاله ابراهیم کریمی سنگچینی | Ebrahim Karimi Sangchini
Agricultural Research, Education and Extension Organization
بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، خرم آباد، ایران،

جمال مصفایی | Jamal Mosaffaie
Agricultural Research, Education and Extension Organization
پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

امین صالح پورجم | Amin Salehpour Jam
Agricultural Research, Education and Extension Organization
پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران


نشانی اینترنتی http://jwmr.sanru.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-68-3&slc_lang=fa&sid=1
فایل مقاله فایلی برای مقاله ذخیره نشده است
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده fa
موضوعات مقاله منتشر شده مدیریت حوزه های آبخیز
نوع مقاله منتشر شده پژوهشی
برگشت به: صفحه اول پایگاه   |   نسخه مرتبط   |   نشریه مرتبط   |   فهرست نشریات