پژوهش زبان و ادبیات فارسی، جلد ۱، شماره ۵۲، صفحات ۶۱-۸۶

عنوان فارسی تحلیل رویکردهای شارحان مفتاح‌العلوم دربارۀ رابطه فن بدیع با فصاحت، بلاغت، معانی و بیان (قرن هفتم و هشتم)
چکیده فارسی مقاله بسیاری از پژوهشگران معاصر بلاغت بر این باور هستند که شرح‌هایی که بر کتاب‌های مشهور بلاغت مانند مفتاح‌ العلوم، تلخیص‌ المفتاح و... به نگارش درآمده است، اغلب در بردارنده مباحث تکراری و غیر خلاقانه است. هرچند نمی‌توان این رأی را به کلی رد کرد، بررسی دقیق این شرح‌ها نشان می‌دهد که شارحان، گاه مسائلی تازه نیز در نوشته‌های خود بیان کرده‌اند. این مسائل تازه از دیدگاه تاریخ اندیشۀ بلاغی حائز اهمیت است. یکی از این مباحث، پیوند میان «بدیع» و بخش‌های دیگر علم بلاغت است. امروز برای ما طبیعی می‌نماید که بلاغت اسلامی را دارای سه قلمرو مجزّا به نام‌های «معانی»، «بیان» و «بدیع» بدانیم، لیکن در قرن‌های هفتم و هشتم، این استقلال به‌هیچ‌وجه امری مسلم نبوده است. در این مقاله آرای شارحان سکاکی دربارۀ جایگاه بدیع و نسبت آن با سایر قسمت‌های علم بلاغت تحلیل می‌شود. در میان این شارحان، چهار طبقه را می‌توان مشخص کرد که هر یک از آنها رأیی جداگانه دارند. این آرا بدین ترتیب است: 1. بدیع، بخشی از فصاحت است. 2. بدیع، بخشی از فصاحت و بلاغت است. 3. بدیع، بخشی از علم معانی و بیان است. 4. بدیع مستقل است و با هیچ‌کدام از بخش‌های دیگر ارتباط ندارد. در این مقاله به توصیف آرای این چهار طبقه و واکاوی دلایل این گونه‌گونی پرداخته شده است.
کلیدواژه‌های فارسی مقاله بدیع، فصاحت، بلاغت ، معانی و بیان، سکاکی مفتاح العلوم،

عنوان انگلیسی Analyzing the approach of Meftah Al-Oloum commentators on the relation of 'Badi’' techniques and other categories of Eloquence (7th & 8th Century A.H.)
چکیده انگلیسی مقاله Many contemporary rhetorical scholars believe that commentaries written on well-known rhetoric books -such as Miftah Al-Oloum, Talkhis Al-Miftah and so on- often involve repetitive and non-creative topics. While this opinion cannot be completely ruled out, careful examination shows that commentators have sometimes expressed new issues in their writings. These new issues are important from the perspective of rhetorical history. One of these topics is the link between 'Badi’' and other territories of rhetoric. It is natural for us today to regard the Islamic rhetoric as having three distinct territories, namely 'Ma’ni', 'Bayan' and 'Badi’' ', but in the seventh and eighth centuries this independence was by no means certain. In this paper, the views of Sakaki explainers on 'Badi’' status and its relation to other territories of rhetoric are analyzed. Among these explainers, four classes can be identified, each with a distinct idea. The ideas are as follows: 1. 'Badi’' is part of eloquence. 2. 'Badi’' is part of eloquence and rhetoric. 3. 'Badi’' is part of the science of 'Ma’ni' and 'Bayan'. 4. 'Badi’' is independent and there is no relation to other parts of rhetoric. This paper describes the views of these four classes and analyzes the reasons for this diversity.
کلیدواژه‌های انگلیسی مقاله

نویسندگان مقاله مصطفی جلیلی تقویان |
دانشگاه تهران. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. رشته زبان و ادبیات پارسی

روح الله هادی |
دانشگاه تهران


نشانی اینترنتی http://literature.ihss.ac.ir/WebUsers/Farhang/UploadFiles/OK/13980115178456-F.pdf
فایل مقاله دریافت فایل مقاله
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده fa
موضوعات مقاله منتشر شده
نوع مقاله منتشر شده
برگشت به: صفحه اول پایگاه   |   نسخه مرتبط   |   نشریه مرتبط   |   فهرست نشریات