این سایت در حال حاضر پشتیبانی نمی شود و امکان دارد داده های نشریات بروز نباشند
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی، جلد ۷، شماره ۲، صفحات ۱۲۹-۱۵۵

عنوان فارسی تبیین نقش منتورینگ در کاهش بی اعتمادی سازمانی
چکیده فارسی مقاله منتورینگ یکی از استراتژی های بسیار مهم جهت درک بهتر رفتار سازمانی و محیط کار است. در برخی از سازمانهای ایرانی (بخصوص دولتی)، کارکنان نسبت به توانایی ها و شایستگی های مدیران یا سرپرستان خود بی اعتماد هستند و در نتیجه نمی توانند بخوبی با شغل خود درگیر شوند. جهت برون رفت از این مشکل، پژوهش حاضر از مفهوم منتورینگ به عنوان راهکاری موثر استفاده نموده است. در این راستا دو راهکار موثر ارائه می شود. راهکار اول اینکه گام اول اعتمادسازی توسط کارکنان برداشته شود در این حالت، هدف بررسی اعتماد بر سرپرست به عنوان پیشینه و تاثیر منتورینگ بر پیامدهایی همانند تعهد عاطفی، قصد ترک سازمان، عجین شدن شغلی و خود کارآمدی است. راهکار دوم اینکه گام اول اعتمادسازی توسط سرپرست یا مدیر برداشته شود در این حالت نیز از مدل راهکار اول استفاده می شود با این تفاوت که جای دو متغیر منتورینگ و اعتماد بر سرپرست عوض خواهد شد. زیربنای پژوهش حاضر، تئوری تبادل اجتماعی است که نحوه تعامل کارکنان و مافوق را تبیین می نماید. نتایج حاکی از آن است که مدل راهکار دوم مطلوب تر خواهد بود یعنی هنگامیکه سرپرست کارکردهای منتورینگ را به نحو احسن به اجرا می گذارد، کارکنان نیز سطوح بالایی از اعتماد بر سرپرست را به نمایش گذاشته و در نتیجه به تعهد عاطفی، عجین شدن شغلی بالاو قصد ترک سازمان کمتری دست خواهند یافت.
کلیدواژه‌های فارسی مقاله

عنوان انگلیسی Understanding Mentoring Role to Relieve Organizational Distrust
چکیده انگلیسی مقاله Mentoring as a critical strategy, is a way to alter and improve individuals' perception and values toward their position, organization and managers for better understanding of organizational behavior in workplace context. In some Iranian organizations, subordinates are more likely to be distrust to their supervisor's abilities and competencies. This puts employees not getting engaged to their tasks. To tackle this problem, mentoring is suggested as the effective solution. To this, we can suggest two solution. First, if mentees trust to their mentors, the trust of supervisor as an antecedent can be examined while mentoring effects on outcomes such as Affective commitment, Intention to quit, Job involvement, and self-efficacy. Second, it is required that supervisor or management trust to mentee. In this circumstance, we can refer to first solution rather than mentoring and trust in supervisor. Further, our study is based on Social exchange theory (SET) which explains the relationship between subordinates and supervisor. Our results show that second solution is more desirable. In other words, once supervisor use mentoring as effective way, staff would show high level of trust to supervisor and thus, they show high level of Affective commitment, Job involvement, and low level of Intention to quit.
کلیدواژه‌های انگلیسی مقاله

نویسندگان مقاله طیبه عباسی |
استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
سازمان اصلی تایید شده: دانشگاه تهران (Tehran university)

محمد هاشمی |
کارشناس ارشد مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
سازمان اصلی تایید شده: دانشگاه تهران (Tehran university)


نشانی اینترنتی http://ormr.modares.ac.ir/article_17564_4a7752df93e37cfd223e5b2678a8ff6c.pdf
فایل مقاله اشکال در دسترسی به فایل - ./files/site1/rds_journals/1425/article-1425-438079.pdf
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده fa
موضوعات مقاله منتشر شده
نوع مقاله منتشر شده
برگشت به: صفحه اول پایگاه   |   نسخه مرتبط   |   نشریه مرتبط   |   فهرست نشریات