پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی مدل کلینیک آموزش و یادگیری در مدارس با توجه به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش انجام شده است. روش پژوهش حاضر، کیفی و از نظر هدف کاربردی بود. در مرحله اول مطالعه کیفی با رویکرد نظریه زمینهای با مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از متخصصین حوزه مورد بررسی انجام شد و در مرحله بعد و به منظور اعتباریابی الگو به دست آمده پرسشنامهای در اختیار 18 نفر از متخصصین این حوزه قرار گرفت. ابزار پژوهش نیز مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که برای اعتباریابی دادهها از معیارهای اعتبارپذیری و اعتمادپذیری استفاده شد. اعتبار مصاحبه با استفاده از معیارهای چهارگانه گابا و لینکلن و پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون کرونباخ 92 ./تائید گردید. برای تحلیل داده های کیفی به روش کدگذاری باز،کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی و انتخاب و تعیین مقوله پدیده محوری صورت گرفت. در بررسی تحلیل کیفی الگوی مدل کلینیک آموزش و یادگیری در مدارس با توجه به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مولفههای شرایط علّی با 1 مقوله اصلی و اعتبار 84/0، شرایط زمینهای با 2 مقوله اصلی و اعتبار 91/0، شرایط مداخلهگر با 2 مقوله اصلی و اعتبار 94/0، راهبردها با 2 مقوله اصلی و اعتبار 89/0 و پیامدها با 2 مقوله اصلی و اعتبار 85/0 نشان داده شده است که بر این اساس یافته ها نشان می دهد که الگوی مدل کلینیک آموزش و یادگیری در مدارس با توجه به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش از اعتبار خوبی برخوردار بوده است. نتایج این پژوهش نشان داد که ساختار کلینیک های آموزش و یادگیری در مدارس به اثر بخشی و کیفیت بخشی فرایندهای آموزشی و تسهیل در امور آموزشی و پرورشی شده و دانش آموزان را قادر می سازد تا با تغییرات محیطی و عوامل مداخله گر درون سازمانی منطبق شوند. همچنین باعث رفع موانع و مشکلات ناشی از ساختارهای معیوب شده و از این طریق باعث ارتقاء کارایی ،اثربخشی و بهره وری در مدارس میشوند.