این سایت در حال حاضر پشتیبانی نمی شود و امکان دارد داده های نشریات بروز نباشند
متین (امام خمینی و انقلاب اسلامی)، جلد ۳، شماره ۱۳، صفحات ۹۱-۱۱۰

عنوان فارسی نقد تاریخی گزارش ابن خلدون از سانحه عاشورا
چکیده فارسی مقاله چکیده: نگارنده‌ بر آن‌ است‌ تا در قالب‌ یک‌ روش‌ علمی‌ به‌ «نقد تاریخی‌» گزارش‌ ابن‌ خلدون‌ از سانحه‌ عاشورا بپردازد. قدر مسلم‌ آنچه‌ در این‌ میان‌ سخت‌ می‌نماید، نبود مصادیق‌ روشن‌ وبرجسته‌ برای‌ نقد تاریخی‌ ـ حداقل‌ در میان‌ پژوهشهای‌ تاریخی‌ فارسی‌ زبان‌ ـ می‌باشد. بنابراین‌ در آغاز نوشتار، مفاهیم‌ اصلی‌ پژوهش‌ تعریف‌ و شاخص‌سازی‌ شده‌ و در ادامه‌ بر اساس‌ تعاریف‌ ارائه‌ شده‌ رخداد مورد نظر به‌ نقد کشیده‌ می‌شود. خلاصه ماشینی: "نگارنده‌ برای‌ اینکه‌ خود را در این‌ باره‌ ناتوان‌ از ارائه‌ یک‌ قضاوت‌ نهایی‌ می‌داند، تنها اکتفا به‌ یادآوری‌ چند دقیقه‌ می‌نماید: نخست‌ اینکه‌، چنان‌ که‌ پیشتر هم‌ گفته‌ آمد، ابن‌ خلدون‌ مالکی‌ مذهب‌ بوده‌ است‌. ابن‌ خلدون‌ در جای‌ دیگری‌ هم‌ به‌ تحولات‌ دوره‌ امام‌ حسین‌ (ع‌) و سانحه‌ عاشورا ـ اما این‌ بار ـ به‌ صورت‌ مبسوط‌ پرداخته‌ است‌ و آن‌ فصل‌ سی‌ام‌ مقدمه‌ ] 1375 ج‌ 1: 402 ـ 418 [ با عنوان‌ «در ولایت‌ عهد» می‌باشد. با این‌ ملاحظات‌ نکاتی‌ در قالب‌ تفسیر متن‌ مورد نظر در پی‌ می‌آید: 1ـ همان‌طوری‌ که‌ در بالا گفته‌ آمد، ابن‌ خلدون‌ به‌ عنوان‌ یک‌ سنی‌ مالکی‌ نتوانسته‌ است‌ باورهای‌ مذهبی‌ را در وظایف‌ تاریخ‌ نگاری‌ خود دخیل‌ نکند. ابوالاعلی‌ مودودی‌ یکی‌ از این‌ نظریه‌ پردازان‌ برجسته‌ است‌ که‌ در کتاب‌ ارزشمند خلافت‌ و ملوکیت‌ در اسلام‌ ویژگیهای‌ نظام‌ ملوکی‌ معاویه‌ را در مقایسه‌ با خلفای‌ پیشین‌ برشمرده‌ و انحرافات‌ سیاسی‌ و دینی‌ معاویه‌ را تبیین‌ کرده‌، از آن‌ جمله‌ است‌: - دگرگونی‌ در روش‌ تعیین‌ خلیفه‌: خلفای‌ قبل‌ از معاویه‌، خود برای‌ کسب‌ خلافت‌ قیام‌ نمی‌کردند، اما معاویه‌ به‌ هر صورت‌ در پی‌ آن‌ بود تا خود را خلیفه‌ کند ووقتی‌ بر کرسی‌ خلافت‌ تکیه‌ زد کسی‌ را یارای‌ مخالفت‌ با او نبود و باید بیعت‌ می‌کرد. اما درباره‌ این‌ گفته‌ ابن‌ خلدون‌ که‌ معاویه‌ بر مبنای‌ عدالت‌ عمل‌ کرده‌ و مصالح‌ سیاسی‌ جامعه‌ اسلامی‌ را لحاظ‌ کرده‌ است‌ و از صحابه‌ رسول‌ الله انتظاری‌ غیر از این‌ نمی‌رود، تنها اکتفا به‌ نقل‌ اولین‌ خطابه‌ معاویه‌ بعد از به‌ دست‌ گرفتن‌ خلافت‌ در نزد مردم‌ مدینه‌ می‌کنیم‌ تا دریابیم‌ که‌ حکومت‌ پادشاهی‌ معاویه‌ بدون‌ آنکه‌ یادی‌ از سنت‌ و سیره‌ نبوی‌ داشته‌ باشد، مقوم‌ حاکمیت‌ سلطنتی‌ دنیاطلبانه‌ای‌ بود که‌ «عقیده‌» و پایبندی‌ به‌ آن‌ را کاملا نادیده‌ گرفته‌ بود: ..."
کلیدواژه‌های فارسی مقاله عاشورا، نقد تاریخی‌، نقد درونی‌، نقد برونی‌، ابن‌ خلدون‌، نقد، خلافت، معاویه، راوی، روایت، بیعت،

عنوان انگلیسی Historical criticism of Ibn Khaldun's account of the Ashura disaster
چکیده انگلیسی مقاله Abstract:
The author intends to deal with the "historical criticism" of Ibn Khaldoun's account of the Ashura tragedy in the form of a scientific method. What makes it difficult is the lack of clear and prominent examples for historical criticism - at least among Persian language historical researches. Therefore, at the beginning of the article, the main concepts of the research are defined and indexed, and then the desired event is criticized based on the definitions provided. Machine summary:
"Because the author considers himself unable to provide a final judgment on this matter, he only limits himself to recalling a few minutes: firstly, as it was said before, Ibn Khaldun was a Maliki of the religion. Ibn Khaldun also referred to the developments in another place. The course of Imam Hossein (AS) and the tragedy of Ashura - but this time - has been discussed in detail, and that chapter is the 30th chapter of the introduction [1375 Vol. 1: 402-418] with the title "In the Province of the Covenant".. With these considerations, some points follow in the form of interpretation of the text in question: 1- As mentioned above, Ibn Khaldun, as a Maliki Sunni, could not include religious beliefs in his historiography. Abul-Ali Maududi is one of these prominent theorists who, in his valuable book, Caliphate and Monarchy in Islam, listed the features of Muawiya's monarchy in comparison with the previous caliphs and explained Muawiya's political and religious deviations.One of them is: - Change in the method of appointing the caliph: the caliphs before Muawiya did not rise up to gain the caliphate, but Muawiya sought to make himself caliph anyway, and when he sat on the throne of the caliphate, he chose someone to oppose him. It was not and he had to swear allegiance. But regarding Ibn Khaldoun's statement that Muawiyah acted on the basis of justice and considered the political interests of the Islamic community.And we cannot expect anything else from the companions of the Messenger of God, we only need to quote the first speech of Muawiyah after assuming the caliphate in the eyes of the people of Medina to find out that the rule of the kingdom of Muawiyah without any mention of the Prophet's tradition and life was the status of a worldly monarchy. It was that he completely ignored the "belief" and adherence to it:..."
کلیدواژه‌های انگلیسی مقاله عاشورا, نقد تاریخی‌, نقد درونی‌, نقد برونی‌, ابن‌ خلدون‌, نقد, خلافت, معاویه, راوی, روایت, بیعت

نویسندگان مقاله حسن حضرتی |
عضو هیات علمی گروه تاریخ انقلاب اسلامی پژوهشکده امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی


نشانی اینترنتی https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_191208_6cf111262812184190571d384f7e8fa2.pdf
فایل مقاله فایلی برای مقاله ذخیره نشده است
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده fa
موضوعات مقاله منتشر شده
نوع مقاله منتشر شده
برگشت به: صفحه اول پایگاه   |   نسخه مرتبط   |   نشریه مرتبط   |   فهرست نشریات