این سایت در حال حاضر پشتیبانی نمی شود و امکان دارد داده های نشریات بروز نباشند
صفحه اصلی
درباره پایگاه
فهرست سامانه ها
الزامات سامانه ها
فهرست سازمانی
تماس با ما
JCR 2016
جستجوی مقالات
شنبه 11 بهمن 1404
علوم و فنون مدیریت اطلاعات
، جلد ۹، شماره ۳، صفحات ۳۵۰-۳۱۹
عنوان فارسی
مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ایران
چکیده فارسی مقاله
هدف:
یکی از ویژگیهای بارز دانشگاههای موفق امروزی برخورداری از ویژگیهای کارآفرینی است که خلاء موجود در این زمینه در نظام آموزش عالی ایران کاملاً محسوس و ملموس است. دانشگاههای کشور در حال حاضر با مشکلات عدیدهای همچون عدم اشتغال دانشآموختگان، فرار مغزها، مهارتآموزی کم دانشجویان، بیانگیزه شدن دانشجویان، افزایش کمّی دانشجو بدون توجه به کیفیت، و تعامل ضعیف بین صنعت و دانشگاه مواجه هستند، که میتوان ریشه این مسائل را در پایین بودن میزان سرمایهگذاری و عدم توجه به ابعاد مختلف کارآفرینی، تمرکز بر آموختن دانش نظری به جای دانش علمی،کاربردی، عدم توجه به خلاقیت و توان ابتکاری یادگیرندگان جستجو کرد. نگاهی به سیاستهای کلان کشور نیز نشان میدهد که مسئله کارآفرینی در نظامهای آموزشی، همواره به عنوان یک دغدغه مورد توجه بوده است، اما در عمل شاهد کمتوجهی دانشگاهها به این مسئله بودهایم. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی عناصر مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ایران و ارائه یک مدل مفهومی انجام شده است.
روش:
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر دادهها، کیفی بر مبنای نظریه دادهبنیاد نظاممند، و از نظر نحوه اجرا، اکتشافی بر مبنای رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری متشکل از کارآفرینان آموزشی، سیاستگذاران کارآفرینی آموزشی و اساتید حوزه کارآفرینی از7 دانشگاه برتر کشور (دانشگاههای تربیت مدرس، تهران، صنعتی شریف، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، صنعتی امیرکبیر، اهواز) بودند. به منظور انتخاب نمونه، از رویکرد آگاهانه هدفمند استفاده گردید و به شیوه گلوله برفی اقدام به نمونهگیری شد. انجام مصاحبه براساس مفاد شیوهنامه به مدت 30 تا 60 دقیقه انجام شد. نمونهگیری تا حد اشباع نظری انجام شده و نهایتاً با 15 نفر مصاحبه صورت گرفت. برای جمعآوی دادهها از روش کتابخانهای (سندکاوی) و روش میدانی (مصاحبه) استفاده شد. به منظور تعیین اعتبار یافتهها از سه روش کثرتگرایی شامل بازآزمون روش انجام کار، آزمون قابلیت اطمینان بین کدگذاران و استفاده از مصاحبهشوندگان جدید، برای آزمون قابلیت اطمینان مدل استفاده شد. در نهایت برای تحلیل دادهها از فن کدگذاری نظری طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد.
یافتهها:
مدل کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ایران دارای 108 مقوله فرعی (مفهوم) و 17 مقوله اصلی میباشد که مقوله محوری مدل، کارآفرینی آموزشی در دانشگاههای ایران است. عوامل زمینهساز شامل آموزش، اعضای هیأت علمی و فرهنگسازی؛ عوامل علّی شامل ویژگیهای فردی، حمایت دولت و ساختار اقتصادی؛ عوامل مداخلهگر شامل نظام آموزش عالی و کاربرد فناوریهای نوین؛ راهبردها شامل بازتعریف رشته آموزش در دانشگاه، تجاریسازی آموزش، رهبری و مشاوره کارآفرینانه و سیاستگذاری پرورش دانشجو، و نهایتاً پیامدها شامل رشد و توسعه کشور، تحقق اهداف نظام آموزش عالی، رفاه اجتماعی، وپویایی اجتماعی بودند.
نتیجهگیری:
نتایج بدست آمده بیانگر آن است که برای کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها، بایستی با یک دید کلان به موضوع نگریست و کل مدل بدست آمده را مدنظر داشت. نمیتوان انتظار داشت کارآفرینی در دانشجویان افزایش یابد، ولی همه جنبههای بدست آمده را مورد مداقه قرار نداد. برخی عوامل تشکیلدهنده مدل مناسب کارآفرینی آموزشی در دانشگاهها، زمینهساز حادث شدن کارآفرینی آموزشی هستند، برخی بوجود آورنده آن بوده، و در این بین عواملی نیز مخل هستند، برای تحقق این موضوع باید راهبردهای اساسی شناسایی و پیادهسازی شوند تا نهایتاً با توجه به عوامل مختلف و اجرای راهبردها، پیامدها و نتایج مثبت کارآفرینی آموزشی بدست آید.
کلیدواژههای فارسی مقاله
الگوی نظاممند، کارآفرینیآموزشی، نظریه دادهبنیاد، دانشگاهها، موسسات آموزش عالی ایران، رشته آموزش،
عنوان انگلیسی
Educational Entrepreneurship Model in Universities and Higher Education Institutions in Iran
چکیده انگلیسی مقاله
Purpose:
One of the distinctive features of successful universities today is their entrepreneurial characteristics, and the absence of this in Iran's higher education system is quite noticeable and tangible. Currently, the universities in the country are facing numerous challenges, including graduate unemployment, brain drain, inadequate student skill training, student demotivation, a quantitative increase in students without a corresponding increase in quality, and limited interaction between the industry and the university. The root of these issues can be attributed to the low level of investment and insufficient focus on various dimensions of entrepreneurship. There is also a tendency to prioritize theoretical knowledge over scientific and practical knowledge, and a lack of emphasis on fostering creativity and innovative abilities in learners. A review of the country's macro policies also reveals that the incorporation of entrepreneurship into educational systems has long been a concern. However, in practice, we have observed a lack of emphasis on this issue by universities. Therefore, the present research was conducted to identify the elements of the educational entrepreneurship model in universities and higher education institutions in Iran and to present a conceptual model.
Method:
The current research is applied in terms of its purpose. In terms of data, it is qualitative and based on systematic database theory. In terms of implementation, it is exploratory and based on an inductive approach. The statistical population consists of educational entrepreneurs, educational entrepreneurship policy makers, and entrepreneurship professors from 8 top universities in the country: Tehran University, Tarbiat Modares University, Sharif University, Amir Kabir University of Technology, Shahid Chamran University of Ahvaz, Isfahan University of Technology, Shahid Beheshti University, and Kerman University of Art. In order to select the sample, a purposeful and conscious approach was used, and sampling was done using the snowball method. The interview was conducted in accordance with the guidelines for 30 to 60 minutes. Sampling was conducted until theoretical saturation was reached, and ultimately, 15 people were interviewed. To collect data, the library method (scanning) and the field method (interview) were used. To assess the validity of the findings, three pluralistic methods were employed to test the reliability of the model. These methods included retesting the work process, conducting a reliability test among the coders, and interviewing new participants. Finally, for data analysis, the theoretical coding technique was used in three stages: open coding, central coding, and selective coding.
Findings:
The results obtained indicate that a macro view is necessary for educational entrepreneurship in universities, considering the entire model. It cannot be expected that student entrepreneurship will increase if not all aspects are studied. Several factors contribute to the development of an effective model of educational entrepreneurship in universities. Some factors serve as the foundation for educational entrepreneurship, while others act as catalysts for its emergence. Additionally, there are factors that impede its progress. In order to address this issue, it is essential to identify and implement basic strategies. By considering various factors and implementing these strategies, positive outcomes and results in educational entrepreneurship can be achieved.
کلیدواژههای انگلیسی مقاله
الگوی نظاممند, کارآفرینیآموزشی, نظریه دادهبنیاد, دانشگاهها, موسسات آموزش عالی ایران, رشته آموزش
نویسندگان مقاله
توحید شیرعلیپور |
دانشجوی دکتری، گروه مدیریت آموزشی، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.
هدی سادات محسنی سهی |
استادیار، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
جعفر قهرمانی |
استادیار، گروه مدیریت آموزشی، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.
نشانی اینترنتی
https://stim.qom.ac.ir/article_2464_f914cb72a58facc6bbd22c09b21f30df.pdf
فایل مقاله
فایلی برای مقاله ذخیره نشده است
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده
fa
موضوعات مقاله منتشر شده
نوع مقاله منتشر شده
برگشت به:
صفحه اول پایگاه
|
نسخه مرتبط
|
نشریه مرتبط
|
فهرست نشریات