این سایت در حال حاضر پشتیبانی نمی شود و امکان دارد داده های نشریات بروز نباشند
صفحه اصلی
درباره پایگاه
فهرست سامانه ها
الزامات سامانه ها
فهرست سازمانی
تماس با ما
JCR 2016
جستجوی مقالات
شنبه 3 مرداد 1405
متین (امام خمینی و انقلاب اسلامی)
، جلد ۲۵، شماره ۹۸، صفحات ۱۳۹-۱۸۰
عنوان فارسی
نسل پنجم نظریه های انقلاب؟
چکیده فارسی مقاله
موضوع این مقاله مجادلههای کلامی سالهای اخیر در باب نسل پنجم نظریههای انقلاب است. پس از رخداد انقلابهای عربی در سال 2011 با توجه به ویژگیهای آن رویدادها، بحثهای دامنهداری بین انقلاب پژوهان در خصوص چگونگی تحلیل و تبیین این رویدادها درگرفته است. گلدستون در سال 1980 سه نسل از تئوریهای انقلاب را مطرح کرد و پسازآن فورن (1993) و گلدستون (2001) نسل چهارم نظریههای انقلاب را که برخلاف نسل سومیها بر کارگزار انقلاب تأکید بیشتری داشتند، مطرح کردند. مسئلۀ این مقاله ظهور نسل پنجم نظریههای انقلاب است. انقلاب پژوهان (آلینسون، آدامز، لاوسون، بیات، بک، ریتر، اسلیم، دان ...) در طی کمتر از یک دهۀ گذشته بحثهای مبسوطی در خصوص رویدادهای سه دهۀ اخیر (از 1989 تاکنون) و توانایی/ ناتوانی نظریههای نسل چهارم برای تحلیل و تبیین آن رویدادها طرح کردهاند. در این نوشتار با کمک روش تحلیل انتقادی، ضمن طرح مباحث بیانشده و نقد نسل چهارم نظریههای انقلاب، در خصوص ظهور نسل پنجم بحث خواهد شد. نتایج حاصله از مباحث مطرحشده حاکی از آن است که رویدادهای انقلابی سه دهۀ اخیر فاقد برخی از مؤلفههای اساسی نسل چهارم نظریههای انقلاب (بهطور خاص، وجود ایدئولوژی، رهبری و سازمان انقلابی) بودهاند؛ بنابراین به مدد آثار انقلاب پژوهان متأخر [بالأخص بیات (2017)، لاوسون (2019)، آلینسون (2021,2019) و آدامز (2021,2019)]، میتوان به برخی از ویژگیهای نسل جدید نظریۀ انقلابی دست پیدا کرد که بر اساس آن «انقلاب» واجد تعریف جدیدی شده است «کنش جمعی اعتراضی، ناگهانی (تا حدودی)، نسبتاً آرام، غیر خشونتآمیز، همراه با بسیج تودهای، با بهرهگیری گسترده از فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، فاقد رهبری واحد و ایدئولوژی، همراه با دگرگونی سیاسی در راستای دموکراتیزه کردن فرآیندهای حکومتگری». اکثر انقلابهای سه دهۀ اخیر علیه دیکتاتوریهای حزب سالار (رژیمهای سوسیالیستی) یا فرد سالار (رژیمهای استبدادی فرد محور در شمال آفریقا و خاورمیانه) رخدادهاند؛ بنابراین بستر و زمینه انقلابها (استبداد) و پیامدهای آنها سیاسی بوده است (دگرگونی نظام سیاسی). نظریۀ انقلاب «جدید» با فاصله گرفتن از انقلابهای اجتماعی (اسکاچپول، فورن، گلدستون) و انقلابهای ایدئولوژی محور (فورن، گلدستون) در پی تحلیل فرآیندی است که منجر به دگرگونی سیاسی در کشورهای استبدادی شده است.
کلیدواژههای فارسی مقاله
انقلاب، انقلابهای عربی، دگرگونی اجتماعی، دگرگونی سیاسی، نسل پنجم، نسل چهارم،
عنوان انگلیسی
Recent Theological Arguments on Fifth Generation of Revolutionary Theories
چکیده انگلیسی مقاله
This paper intends to analyze theological arguments in recent years on the fifth generation of revolutionary theories. After the Arab Spring in 2011, given the characteristics of these revolutions, continuous debates took place on how to clarify and analyze these developments. In 1980, Goldstone argued three generations of revolutionary theories, followed by Foren (1993) and Goldstone (2001) who introduced fourth generation of revolutionary theories that unlike third generation, placed more emphasis on revolution as agent. The question of this paper is the emergence of fifth generation of revolutionary theories. Within less than a decade, revolutionary scientists (Allinson, Adams, Laveson, Bayat, Beck, Ritter, Eslim, Donn, …) have extensively argued revolutions in the past three decades (since 1989) and questioned capacity/incapacity of the fourth generation of revolutionary theories in clarifying and analyzing these revolutions. This paper will review such arguments and analyze the fourth generation of revolutionary theories through a critical analytical method to argue the emergence of the fifth generation of revolutionary theories. Results show that revolutions in the past three decades lacked essential components of the fourth generation of revolutionary theories, in particular, ideology, leadership, and revolutionary organization). Therefore, with the help of works by later revolutionary scientists (particularly Bayat (2017), Loveson (2019), Allinson (2021, 2019), and Adams (2021, 2019)) some characteristics of the new generation of revolutionary theories will be accessible according to which, “revolution” has found a new definition, i.e. “collective protest action, sudden (to some extent), relatively calm, nonviolent, coupled with mass mobilization, by extensive use of cyberspace and social networks, without unified leadership and ideology, along with political overhaul in line with democratization of procedures of governance”. The majority of revolutions in the past three decades have taken place against one-party dictatorships (socialist regimes), autocratic dictatorships (despotic single-person regimes in MENA (Middle East and North Africa)). Therefore, despotism has been the cause and ground for revolutions and their consequences have been political (overhaul of political system). Moving away from social revolutions (Skocpol, Foran, Goldstone), and ideological revolutions (Foran, Goldstone), the “new” revolutionary theory is after analyzing a procedure that has caused a political overhaul in despotic regimes.
کلیدواژههای انگلیسی مقاله
انقلاب, انقلابهای عربی, دگرگونی اجتماعی, دگرگونی سیاسی, نسل پنجم, نسل چهارم
نویسندگان مقاله
محمد سالار کسرایی |
دانشیار گروه جامعهشناسی پژوهشگاه علوم انسانی، تهران، ایران.
نشانی اینترنتی
https://matin.ri-khomeini.ac.ir/article_171790_065767ee603dda0765ccb80c2da0de3f.pdf
فایل مقاله
فایلی برای مقاله ذخیره نشده است
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده
fa
موضوعات مقاله منتشر شده
نوع مقاله منتشر شده
برگشت به:
صفحه اول پایگاه
|
نسخه مرتبط
|
نشریه مرتبط
|
فهرست نشریات