این سایت در حال حاضر پشتیبانی نمی شود و امکان دارد داده های نشریات بروز نباشند
صفحه اصلی
درباره پایگاه
فهرست سامانه ها
الزامات سامانه ها
فهرست سازمانی
تماس با ما
JCR 2016
جستجوی مقالات
سه شنبه 21 مهر 1405
برنامه ریزی و بودجه
، جلد ۷، شماره ۳، صفحات ۳۵-۶۲
عنوان فارسی
رویکردی به ارزیابی سرمایه اجتماعی در اقتصاد ایران
چکیده فارسی مقاله
ادبیات اقتصادی دهه 1990 نشان میدهد که هر چه سرمایه اجتماعی ملتی بزرگتر باشد، آن ملت خوشبختتر و ثروتمندتر است. سرمایه اجتماعی یا جزء معنوی یک تابع تولید، میراثی تاریخی است که از طریق تشویق بازیکنان به انتخاب استراتژی «همکاری» در تعاملات اجتماعی، قادر است بر میزان بیشتری از معماهای زندانی در یک جامعه مدنی فائق آید و حرکت به سوی رشد و توسعه شتابان اقتصادی را امکانپذیر سازد. مردم ایران بدون آن که از چنان موهبت تاریخی برخوردار باشند، با پیروزی انقلاب اسلامی سال 1979 میلادی، توانستند ساختار منافع بازی جامعه مدنی را به گونهای تغییر دهند که «اعتماد و همکاری متقابل» به استراتژیی جذاب در تعاملات اجتماعی مبدل شود. در حالی که این رخداد با تعلیمات فلاسفه اجتماعی پیشین مبنی بر نقش مولد اخلاق، مذهب و قانون در تقویت استراتژی همکاری در بازی جامعه مدنی همخوانی دارد، اما دو سؤال جالب توجه را باقی میگذارد که این مقاله به پاسخ آنها میپردازد. نخست این که در دو دهه گذشته از انقلاب، سرمایه اجتماعی در اقتصاد ایران چگونه تحول یافته است؟ آیا بر میزان آن افزوده یا از میزان آن کاسته شده است؟ دوم این که آیا باز هم میتوان بر تغییر ساختار منافع اقتصادی بازی اجتماعی به منظور تقویت بیشتر سرمایه اجتماعی تأکید داشت و یا باید سازوکار جدیدی را بر اساس وضعیت موجود اجتماعی و تحقیقات جدید انجام شده برای تقویت آن تدارک دید؟ این مقاله با عنایت به تفاوت کیفی رشد اقتصادی دهههای 1980 و 1990 میلادی اقتصاد ایران، چنین نتیجه میگیرد که اولاً ضعف نسبی رشد اقتصادی ایران در دهه دوم انقلاب و بعد از آن، در کنار سایر عوامل، احتمال دارد از تنزل سرمایه اجتماعی در اقتصاد ایران ناشی شده باشد. ثانیاً به جای تأکید بیشتر بر نقش اخلاق، مذهب و قانون در تقویت استراتژی همکاری در بازی جامعه مدنی، این مقاله با بهرهگیری از مطالعه اجتماعی نوین، بر نقش ارتباطات در تقویت سرمایه اجتماعی در اقتصاد ایران تأکید دارد. ارتباطات از طریق تسهیل مبادله اطلاعات، افزایش بهرهوری تولیدی افراد را سبب شده و با ارزشگذاری بهتر بر آینده، نگاه بلندمدت به بازی معمای زندانی اجتماعی را امکانپذیر و استراتژی همکاری را به گزینه مسلط فردی تبدیل کرده است. اما در شرایط تورم بالای قیمتها به دشواری میتوان به کارکرد مؤثر نقش فوق در تقویت سرمایه اجتماعی امید بست. در نتیجه، مقاله حاضر، یک راه تقویت سرمایه اجتماعی در اقتصاد ایران در شرایط موجود را، حرکت به سمت همپیوندیهای پولی منطقهای میداند. این هم پیوندیها به صورت بالقوه با کاهش تورم و در اختیار قرار دادن سرمایه فیزیکی مورد نیاز سازندگی، شرایط بستر ساز تقویت سرمایه اجتماعی و شکلگیری نهادهای مدنی با ساختار افقی را فراهم میکنند و اسباب رشد اقتصادی بلندمدت را به دست میدهند.
کلیدواژههای فارسی مقاله
عنوان انگلیسی
Social Capital Downfall in Iran’s Economy
چکیده انگلیسی مقاله
Economic literature in 1990s notifies that the larger a nation’s social capital is, the more fortunate and wealthier the nation would be. Social capital or social part of production function is a nation’s historical heritage that aids the civil society in solving its problems through confidence factor. Civil society institutions encourage the option of cooperation strategy by means of information transfer and giving long-run aspect to the role of civil society. The institutions make it possible to move toward rapid economic growth and social development by solving more unsolved social problems. Iranian people used to be deprived of such a historical bless, but after the triumph of Islamic Revolution in 1979, they could change the interest game structure in the civil society in a way that mutual confidence and cooperation became a desirable strategy in social interactions. But now a noticeable question is how we could comment on mutual confidence element within the past two decades of Iran’s economy with the help of social capital theory. Have the efforts of official institutions to guard the values of the Revolution guided the country to more confidence building or the approach taken was faulty? Has the national-level confidence become reinforced or it has been turned family-bound or group-bound confidence instead? Have the people been encouraged to more participation in civil society institutions or they would rather get out of civil society and appear as individuals in economic field instead? In the end, have the horizontal institutions had more chance or vertical ones and what is the difference between the two? Regarding the economic growth difference between 1980s and 1990s in Iran’s economy, the paper concludes that relative weakness in Iran’s economy in 1990s as well as the recent years might be due to social capital downfall though there are other causes as well. An option for boosting social capital in Iran’s economy at present might be movement toward regional monetary links. These links potentially support individual liberties and horizontal civil institutions by means of lowering inflation and offering physical capital needed for reconstruction. Democratic values in the new atomsphere are the cornerstone of social confidence building.
کلیدواژههای انگلیسی مقاله
نویسندگان مقاله
محمود متوسلی | mahmoud motevasseli
دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
سازمان اصلی تایید شده
: دانشگاه تهران (Tehran university)
علی بی نیاز | ali biniaz
نشانی اینترنتی
http://www.jpbud.ir/browse.php?a_code=A-10-4-132&slc_lang=fa&sid=fa
فایل مقاله
فایلی برای مقاله ذخیره نشده است
کد مقاله (doi)
زبان مقاله منتشر شده
fa
موضوعات مقاله منتشر شده
تخصصی
نوع مقاله منتشر شده
پژوهشی
برگشت به:
صفحه اول پایگاه
|
نسخه مرتبط
|
نشریه مرتبط
|
فهرست نشریات